دیروز پس از مدتها انتظار، بالاخره مهین به ایران بازگشت. شنیدم که بچه های رادیو توی این مدت خیلی زحمت کشیدن، هم آن زمان که مهین در کما بود و نیز پس از مرگش جهت انتقال او به ایران.
از همینجا از تک تک ایشان تشکر می کنم.
امروز مراسم تدفین مهین در زادگاهش خوزستان (اهواز) برگزار میشود. و انشاالله مراسمی هم در تهران خواهیم داشت.
هنوز هم باورش سخت است، فردا باید تابوت مهین را بر دوش بکشم.
ای خدا .....
چقدر نوشتن برام سخته. امروز انتظار شنیدن همه چیز را داشتم الا خبر فوت مهین.
آخه چطور تحمل کنم نبودنت را.....
دیروز مهین را عمل کردند و قسمتی از استخوان جمجمه که قبلا برداشته بودند را مجددا پیوند زدند.
این عمل چندین ساعت طول کشید و واسه ما انگار چندین سال گذشت.
به هر حال...
عمل موفقیت آمیزی بود و وضعیت مهین الان نرماله و دکترها هم راضی اند و در تلاش برای خارج کردن مهین از کما.
امیدوارم طی روزهای آینده خبرهای خوبی داشته باشیم.
قرار بود مهین را جهت عمل منتقل کنند پراگ ، اما پس از سی تی اسکنی که ازش گرفتند معلوم شد فعلا انجام عمل مقدور نیست (تا اطلاع ثانوی)
قراره منتقلش کنند پراگ و یک عمل جراحی دیگه در ناحیه سرش انجام بدن.
من این روزها درگیر نمایشگاه الکامپ هستم و از اینکه دیر آپ میکنم پوزش می خواهم.
تا دیروز که تماس داشتم ، مهین هنوز تغییر خاصی نکرده.
یکی از دوستان (ت) یک خبر جالب برام فرستاده، شما هم ببینید:
http://www.bbc.co.uk/persian/science/2009/11/091123_na_coma_misdiagnosed.shtml
امروز با خبر شدم که سطح هوشیاری مهین باز هم بالاتر رفته و ۵ شده (۴.۵ بوده) انشاالله اگه از ۸ رد بشه میتونیم به سلامتی کامل مهین خیلی امیدوار باشیم.
دکترها عکس العملهاش را بررسی کردند و راضی هستند، ظاهرا باید طی ۳-۲ ماه به این مرحله می رسیده و خوشبختانه تونسته طی ۵/۱ ماه به این مرحله برسه.
خدا را شکر.
دیروز دوستان مهین رفتند بیمارستان و توی اتاقش براش جشن تولد گرفتند، از همشون ممنونم و از راه دور دست تک تکشون رو می بوسم.
سلام
مطلب اول اینکه ظاهرا برخی از دوستان با راه اندازی این وبلاگ مخالفند و از انتشار اخبار مربوط به مهین ناراحتند و مرتبا به صورت غیر مستقیم پیغام میفرستند که چرا این اخبار را منتشر میکنی.
من که دروغ پراکنی نکردم، تمام نوشته هایم کاملا مستند و صحیحه. باعث تعجبه که چه چیز این اخبار باعث ناراحتیتان شده ؟!!!
مطلب دوم اینکه طبق اخبار رسیده ، سطح هوشیاری مهین به 5 نزدیک شده (تا 4روز پیش3 بوده) ومیدونیم که وقتیکه این عدد به 2 برسه اصطلاحا میگن مرگ مغزی (حالا چطور میگن مهین مرگ مغزیه من نمیدونم !!!).
اگه سطح هوشیاریش به 15 برسه یعنی کاملا هوشیاره. امیدوارم همینطور رو به افزایش باشه.
مهین جان، آفرین بر مقاومتت.
سلام
هنوز صدای بابک (برادرم) توی گوشمه که با خوشحالی می گفت مهین چشماشو باز کرده.....
هر کی شنید خوشحال شد اما کوتاه بود شادی ما.
دیروز یک کمیسیون پزشکی تشکیل دادند و تمام علائم حیاتی مهین را بررسی کردند و با وجود اینکه واکنشهای فیزیکی مهین مثبت بوده اما بدلیل آسیب دیدگی شدید ناحیه کورتکس مغزش و عدم امکان ترمیم آن، ارتباط مغز با بدن برقرار نمیشه.
و بالاخره اینکه اعلام کردند خواهرم مرگ مغزی شده.
با وجود اینکه برادرم اعتراض کرده که من خودم با مهین حرف زدم و با پلک جوابمو داده و حتی وقتیکه ازش خواستم بخنده، لبخند زده اما میگن اینها همه غیر ارادی بوده و الان حیات نباتی داره.
دکتراش میگن بدنش خیلی مقاومت کرده اما مغزش جواب نمیده و شاید فقط یک معجزه تغییرش بده.
الان که دارم اینها را مینویسم خیلی داغونم، حتی نفس کشیدن هم برام سخته. واقعا نمیدونم چکار باید کرد......
امروز با برادرم که پیش مهینه صحبت کردم، می گفت مهین چشماشو باز کرده و وقتی باهاش حرف میزنه با پلک زدن بهش جواب میده. البته هنوز گیجه و زیاد هوشیار نیست و نمیتونه صحبت بکنه. دکترش میگه فعلا فقط نیمکره راست مغزش فعال شده و نیمکره چپ مغزش هنوز فعال نشده و باید صبر کرد.